بازار سهام تهران در دو روز گذشته تلاطمی را تجربه کرد که ریشهاش نه بنیاد شرکتها، که زیرساخت معاملات و روانشناسی سرمایهگذار بود. ماجرا از سهشنبه ۱۰ شهریور شروع شد: بازار با صفهای خرید سنگین (برآورد ۲۲ هزار میلیارد تومان) و شاخص در آستانهٔ سقف تاریخی باز شد، اما از ساعت ۹:۳۰ اختلال شدید در هستهٔ معاملات، سفارشها را از کار انداخت و روز با ۳۸۶ نماد منفی و صفهای فروش ۸ هزار میلیارد تومانی تمام شد.
دنبالهٔ آن چهارشنبه ۱۱ شهریور آمد: شاخص کل ۷۹٬۹۷۰ واحد (حدود ۱٫۲٪) ریخت و به ۶٬۵۰۳٬۰۰۰ رسید؛ شاخص هموزن هم ۲۶٬۶۸۶ واحد افت کرد. در پایان روز ۳۳۴ نماد صف فروش بودند و ۴ همت پول حقیقی از بازار خارج شد.
چه چیزی واقعاً اتفاق افتاد؟
سه عامل همزمان شد: (۱) اثر روانی اختلال فنی — خاطرهٔ سال ۱۳۹۹ (توقف معاملات در اوج نوسان) برای بسیاری از سهامداران زنده شد و عرضهٔ هیجانی را بزرگ کرد؛ (۲) موج ریسکگریزی ناشی از تنش خلیج فارس که کل بازارهای منطقه را تحت فشار گذاشت؛ (۳) شناسایی سود بعد از رشدهای پیاپی تابستان.
اما یک ضدّنشانهٔ مهم در دادهها هست: ارزش معاملات چهارشنبه حدود ۴۳٫۴ هزار میلیارد تومان بود — یعنی نقدینگی از بازار خارج نشده و گردش مالی سنگین ادامه دارد. تحلیلگران حضور تقاضا در کفهای قیمتی را هم گزارش کردهاند؛ در جریان روز، بازار از افت ۱۵۱ هزار واحدی ابتدای معاملات بخشی را جبران کرد.
سناریوی پیش رو
- کانال ۶٫۵ میلیون واحد برای شاخص به مرز حمایتی مهم تبدیل شده؛ تثبیت بالای آن، بازار را در فاز اصلاح کوتاه میگذارد.
- اگر اختلال فنی تکرار شود، اعتماد سهامدار — نه هیچ نمادی — بزرگترین قربانی خواهد بود.
- تجربهٔ اختلالهای قبلی نشان میدهد بازار معمولاً چند روز نوسانی است و بعد به مسیر بنیادی برمیگردد.
⚠️ روز اختلال، روز تصمیم نیست
صف فروش روزی که سامانهٔ معاملات از کار افتاده، سیگنال تحلیلی نیست؛ سفارشهای هیجانی در همین روزها سهام را زیر ارزش واقعی میفروشند. اگر سهام بنیادی دارید، به جای واکنش لحظهای، وضعیت زیرساخت را در روزهای بعد بسنجید.
منابع: اندیشه معاصر و تعادل (بازار ۱۱ شهریور ۱۴۰۵)، دنیای اقتصاد (اختلال هستهٔ معاملات ۱۰ شهریور).